بازنمایی زنان درانیمیشن های والت دیزنی

ایدا جودکی

امروزه نباید از تأثیر رسانه ها و سیاست های آن ها غافل ماند . همانطور که «تون آ . فن دی» (Teun A . Van Dijk )استاد و تحلیل گر گفتمان انتقادی دانشگاه آمستردام اظهار می کند:« قدرت رسانه های جمعی صرفا به تأثیرگذاری بر بینندگان نیست بلکه شامل نقش رسانه بر چارچوبی وسیع تر از جمله، ساختارهای قدرت، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نیز هست … قدرت رسانه عموما نمادین و متقاعدکننده است و عمدتا توانایی کنترل و سلطه بر ذهن مخاطبان را دارد … کنترل اهداف، برنامه ها، دانش، اعتقادات و آرای فکری مخاطبان و به طور خلاصه ، بیان ذهنی آن ها را که به طور آشکار بر فعالیت هایشان نظارت دارد، شامل می شود» ( فن دی ، ۱۱ – ۱۰ ) .

این انیمیشن ها با شکل دادن به هنجارهای مفروض ظاهری و شخصیتی، کودکان را با نقش ها و وظایف آینده ی خود آشنا و دغدغه های ظاهری را برای آن ها درونی کرده و درنتیجه آن ها را بدین گونه اجتماعی می کنند. انیمیشن ها به طور غیرمستقیم به کودکان گوشزد می کند که زن محبوب ، زیبا و مورد قبول مردان چه زنی است و چگونه باید به آن تیپ ایده آل دست یافت.

علاوه بر آن ، با جهانی شدن رسانه ها و به تبع آن ، جهانی شدن تیپ ایده آل زیبایی آمریکایی – اروپایی ، زنان دیگر نقاط جهان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و نهایتا تنوع به معنای واقعی ، به تدریج از بین رفته و یکسان سازی رو به افزایش است . درنتیجه ، زنی زیبا است که شبیه به زن ایده آل بازنمایی شده در رسانه ها باشد و زنی مورد قبول مردان است که بتواند مورد سلطه قرار بگیرد . به این نکته نیز باید توجه داشت که تیپ های ایده آل صرفا ذهنیت زنان را شکل نمی دهند بلکه، ذهنیت و کلیشه های ذهنی (stereotype) مردان را برای قبول هنجارها و ارزش ها نیز شکل می دهند. 

میشل فوکو نیز معتقد است که همواره بدن ها تحت کنترل جامعه و قدرت سیاسی – اجتماعی بوده اند. در هر دوره ای به اشکال و انواع مختلف ، بدن افراد تحت انقیاد قدرتمندان بوده است.پس بدن مستقیما در حوزه ی سیاسی جای دارد و قدرت سیاسی ، آن را تربیت می کند چون بر آن تسلّط دارد ( فوکو ، ۱۹۷۵ ).

امروزه رسانه ها ابزاری در دست قدرتمندان برای تسلط بر افکار جامعه شده است . اما در مقابل نیز ، تفکر حق انتخاب داشتن را به مردم الغاء کرده اند به این منظور که مردم گمان می کنند سبک زندگی را خود انتخاب کرده و خود نیز بر ظاهر خود تأثیرگذارند و از سیاست های پنهان قدرتمندان ، رسانه و دنیای پزشکی بی اطلاع هستند.

انیمیشن ها هم یکی از این ابزارها هستند که در شکل دهی به افکار کودکان نقش زیادی بازی می کنند والت دیزنی یکی از بزرگترین و شناخته شده ترین شرکت های ساخت انیمیشن است که فیلم هایش هواداران زیادی دارد.

شرکت والت دیزنی در سال ۱۹۲۳ میلادی در شهر لس آنجلس راه اندازی شد . درابتدا دفتر کاری کوچک بود که توسط والت و برادرش روی(ROY) برای تولید مجموعه فیلم های کوتاه کارتونی با ماهی ده دلار اجاره شد . اولین مجموعه با نام « کمدی های آلیس » تولید شد .

در سال ۱۹۳۷ میلادی ، اولین فیلم انیمیشنی بلند این کمپانی با نام « سفید برفی و هفت کوتوله » به موفقیت جهانی دست یافت . فروش این انیمیشن منجر به موفقیت مالی و خرید دفتری بزرگ تر و مدرن با هدف تولید انیمیشن های بلندتر شد.

درطول سال های ۱۹۴۰ تا ۵۰ میلادی بسیاری از انیمیشن های شاخص مانند : «سیندرلا » و «آلیس در سرزمین عجایب» در این کمپانی ساخته شدطی این سالها شخصیت های انیمیشنی زن واجد ویژگی های جسمانی و اخلاقی هستند که فرهنگ مردسالار برای زنان به قائل است، که در جدول زیر به آن اشاره شده است.

این ویژگی ها که در دسته ی ظاهری و شخصیتی و همچنین نقش های اجتماعی طبقه بندی شدند ، با تمرکز بر اکثریت انیمیشن های ساخته شده توسط این شرکت هستند تا سال ۲۰۱۲ در نظر گرفته شده اند . برخی از این ویژگی های ظاهری مانند موهای بلوند و چشمان رنگی در شخصیت کارتونی «پوکوهانتس» یا موهای بلند بلوند در «سفید برفی» دیده نمی شود . اما همگی در اغلب خصایص شخصیتی مشترکند و سرنوشت یکسانی برای آن ها رقم خورده است از سفید برفی تا گیسو کمند( ۲۰۱۰) دخترانی به نمایش در می آیند که قصه ی آن ها با ازدواج و آمدن یک عشق حقیقی ( مرد ) به پایان می رسد و فیلم با جمله ی and they lived happily ever after   به پایان می رسد گویا همه زندگی یک زن در ازدواج خلاصه شده است. از دیگر سو برخی ویژگی های منفی هم هستند که معمولا زن ها واجد ان هستند که شامل این موارد می شوند زنانی که مستقل هستند به تنهایی  و بدون نیاز به مردان زندگی می کنند ، به شخصیت مثبت داستان که دخترانی ضعیف و وابسته هستند حسادت می ورزند در نتیجه در پی سحر و جادوی آن ها می باشند و شکستن طلسم نیازمند وجود مردی است که از او به عنوان «عشق حقیقی» یاد می شود ، خبیث است ، اغلب زشت و ترسناک توصیف می شوند . اگر زیبا هستند به وسیله ی سحر و جادو آن را کسب کرده اند ، فناپذیرند : در پایان داستان شکست می خورند و همگی از نابودی او خرسند می شوند .

اما همیشه در روی یک پاشنه نمی گردد با قدرت گیری جنبش های فمینیستی ، فمنییست ها نقدهایی علیه این فیلم ها وارد کردند و تلاش کردند ذهنیت افراد را نسبت به کارکرد انها اگاه کنند.

جنبش های فمینیستی ، آگاهی و تغییر در سیاست های ساخت انیمیشن :

تون آ . فن دی معتقد است که با افزایش آگاهی ، رسانه ها همیشه هم آنطور که باید نمی توانند سیاست های خود را پیاده کنند ( فن دی ، ۱۱ )

به این معنا که رابطه ای مستقیم میان بالا رفتن سطح آگاهی و کاهش میزان اعتماد نسبت به رسانه ها وجود دارد و افراد کمتر تحت تأثیر رسانه ها قرار می گیرند و بیشتر به دانش و آگاهی خود اعتماد می کنند . رسانه ها و برنامه های آن ها را بیشتر با دیدی انتقادی دنبال می کنند، نیازمند استدلال هستند و قدرت تشخیص بالاتری میان درست و نادرست نسبت به دیگران دارند همچنین محتوای آن ها را با چشم و گوش بسته قبول نمی کنند.

در دهه ی پنجاه میلادی که انیمیشن «سیندرلا»موفقیت های چشمگیری را کسب کرده بود ، کتاب«جنس دوم» سیمون دوبوار که بر آگاهی زنان بر آزادی خود تأکید داشت به یکی از کتاب های پرفروش در دنیا تبدیل شد . همچنین کتاب معروف بتی فریدان « رازوری زنانه » چاپ شد . این کتاب بر زنان خانه دار و زندگی بی هدف آن ها که تأثیری عمیق بر روان و زندگی روزمره ی آن ها گذاشته متمرکز است : (( فرهنگ ما به زنان اجازه نمی دهد نیاز اولیه شان برای رشد و استفاده ی تمام و کمال از نیروهای بالقوه شان در مقام انسان را بپذیرند و محقق کنند )) ( فریدان : ۷۵ ) .

فمینیست ها امر شخصی را یک امر سیاسی می دانند و معتقدند که با انتقاد از ساختارهای تسلط باید در برابر آن ها مقاومت کرد . آن ها بر این باورند که هر کجا زنان تحت سلطه بوده اند زنانی نیز بوده اند که معترض به موقعیت و وضعیت موجود بوده اند . به عنوان مثال ، فمینیست های سوسیالیست تصویری از سازمان اجتماعی را ترسیم می کنند که در آن ساختارهای کلان اجتماعی از جمله ، اقتصاد ، سیاست و ایدئولوژی با سطح خرد زندگی انسان مانند ، تولید مثل ، امور و وظایف خانگی ، جنسیت و ذهنیت ، کنش متقابل برقرار می کنند . (( فمینیسم بر اهمیت تسلط ایدئولوژیکی در ساختار تسلط اجتماعی تأکید می .ورزد . ایدئولوژی به بافت پیچیده ای از باورهای راجع به واقعیت و زندگی اجتماعی اطلاق می شود که به عنوان دانش همگانی نهادمند می شود و با چنان تأثیری در سراسر جامعه پراکنده می شود که برای همه ی گروه های اجتماعی دانش پذیرفته شده ای به شمار می آید )) ( گیدنز : ۵۰۳ ) .

درنتیجه ، افزایش آگاهی از جمله افزایش سطح دانش ، شنیدن روایات مختلف و انتشار آن ها و بی تفاوت نبودن نسبت به محیط اجتماعی و تمامی اِلِمان های آن به داشتن دید و بینشی انتقادی و معترض بودن به شرایط کنونی و تلاش برای تغییر منجر می شود .

ادامه دارد…


منتشر شده

در

,

توسط